داستان جديد من با دامادم | مجله دانلودی

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان جديد من با دامادم

داستان جديد من با دامادم

داستان جديد من با دامادم
 
من و دامادم – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/من-و-دامادم
Translate this page
Oct 14, 2010 – اسم من نرگس یه زن پنجاه ساله هنوزم که هنوز سر پا و سرحالم از اون زنایی هستم که شهوتم نخوابیده و هر چقدر می دم سیر بشو نیستم چون بدن پر و هیکلی دارم هر کی منو می بینه برام سیخ می کنه حتی دامادم نا کس هم دخترمو می کنه هم منو دلش می خواد کیر شوهرم خوابیده و زیاد برنامه نداریم ولی من طاقت نمی ارم و هر طور شده خودمو خالی …
من و دامادم ودخترم (۱)
https://shahvani.com/dastan/من-و-دامادم-ودخترم–۱
Translate this page
Apr 24, 2011 – اسم من پریه با 50سال سن با بدنی پر و مرد کش که خیلی ها هوس دارن که با من سکس کنن ولی من پا نمی دم ولی در کل خیلی حشریم نمی دونم چرا دوست داشتم با دامادم سکس کنم شاید به خاطر این بود که کیرشو دیدم و فهمیدم که نا کس منم می خواد. یه شب تابستون با دخترم اومده بودن خونمون چون هوا گرم بود من لباس راحتی پوشیده …
آسانسور و داماد حشری
https://shahvani.com/dastan/آسانسور-و-داماد-حشری
Translate this page
Feb 27, 2017 – سلام.سایت جالبیه.داستانهاش خیلی جالب هستن ولی بعضیا تابلو دروغ هستن.من داستانهای مربوط به سکس با مادرزن رو میخوندم و میگفتم مگه میشه و داماد خودم رو تصور میکردم و اصلا برام قابل قبول نبود ولی چندماهه که با به اتفاق یهو دامادم رو لخت دیدم با دخترم و ازون وقت یه جورایی بیشتر این داستانها رو میخوندم تا دیروز …
سکس من با دامادم [بایگانی] – انجمن خفن
www.khafan.net/archive/index.php/t-11876.html
Translate this page
Jul 22, 2015 – 1 post – ‎1 author
اسم من نرگس یه زن پنجاه ساله هنوزم که هنوز سرپا و سرحالم از اون زنهایی هستم که شهوتم نخوابیده و هرچقدر میدم سیربشو نیستم چون بدن پر وهیکلی دارم هرکی منو می بینه برام سیخ میکنه حتی دامادم ناکس هم دخترمو میکنه هم منو دلش میخواد بکنه.کیرشوهرم خوابیده و زیاد برنامه نداریم ولی من طاقت نمیارم و هرطور شده خودمو خالی …
گاییدن مادرجون | شهوانی
hotgram4.filmiro.com/2017/09/20/…/4906780649966272562.html
Translate this page
Sep 20, 2017 – اسم من امید خاطره ای که می نویسم داستان گاییدن مادر زنمه که بهش می گیم مادر جون شصت سال بیشتر سن داره ولی بدنی داره که کیر من که دامادشم سیخ می کنه چه برسه … همیشه پیش من راحت بود یه تیشرت کوتاه زیر باسن با یه شلوار چیت می پوشید موقع بلند شدن کونشو می داد عقب تیشرتش می رفت بالا وقتی راست می شد …
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 11 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_11.html
Translate this page
اسم من پریه با 50سال سن با بدنی پر و مرد کش که خیلی ها هوس دارن که با من سکس کنن ولی من پا نمی دم ولی در کل خیلی حشریم نمی دونم چرا دوست داشتم با دامادم سکس کنم شاید به خاطر این بود که کیرشو دیدم و فهمیدم که نا کس منم می خواد. یه شب تابستون با دخترم اومده بودن خونمون چون هوا گرم بود من لباس راحتی پوشیده بودم یه پیرن یکسره …
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 4 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_4.html
Translate this page
اما فیلمی که من ازش گرفته بودم رو بگم … یه روز تو کلاس که سمیرا فیلمای بعضی از بچه ها رو داد به من که تازه باهاش دوست شده بودم و خود سمیرا هم می گفت منو خیلی دوست داره و دختر باحالیم (به خاطر کسخلیم می گفت این حرف و چون خیلی به قول دوستام از مرحله پرت بودم ) گفت : تو چی بهاره فیلم نمی خوای ؟ گفتم نه بابا وقتشو ندارم یا …
داستانهاي خيالي جذاب: August 2011
https://amirsexi.blogspot.com/2011/08/
Aug 31, 2011 – مامان آیلینم از دست بابا تورج خسته شده بود . با این که سنی نداشت و 34 سالش بود بعد از 15 سال یه بچه دیگه آورد تا دل با با رو به خونه خوش کنه . اتفاقا بچه دختر هم بود . یه دختر تپل مپل ناز و با با هم عاشق دختر . اسمشو گذاشتند آیدا و داداشش که من باشم جناب آیدین خان . یه پونزده سالی ازش بزرگتر بودم . بابا چند وقتی …
داستان جديد من با دامادم | مجله تفریحی
ayatealborz.ir/داستان-جديد-من-با-دامادم/
Translate this page
داستان جديد من با دامادم داستان های پیوسته و قسمت دار سکسی – صفحه 28 – انجمن لوتی https://www.looti.net/12_6006_28.html. Translate this page
عشق به این که بالاخره با یکی ار تباط سکسی بر قرار می کنم و فانتزی سکسی با یه جوان هیجان منو زیاد تر کرد و دیگه نفهمیدم عمید با من چیکار کرد . فقط خودشو اون قدر … -خب پسرم عمری …
داستان و خاطرات عاشقانه / سکسی – Facebook
https://es-la.facebook.com/permalink.php?story_fbid=705711629515084&id…
این باید خودش با کلید درو باز کرده باشه . یه یک ربعی گذشت . دیگه مطمئن شده بودم که اون دوست دختر دامادمه . باید خودمو به صحنه جنایت می رسوندم . بیچاره سودابه . چقدر شوهرشو دوست داشت . اگه من می خواستم به دامادم کوس بدم خب من مادر دخترم بودم و به گردنش حق داشتم ولی یه غریبه چرا . . اون چرا به خودش همچین اجازه ای داده که بیاد و کنار دامادم …

 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS