خاطره کوس وسکس با دامادم | مجله دانلودی

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » خاطره کوس وسکس با دامادم

خاطره کوس وسکس با دامادم

خاطره کوس وسکس با دامادم
 
سکس با پسرم – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/سکس-با-پسرم
Translate this page
Sep 14, 2014 – من یک زن 51 ساله به اسم مینو هستم که نزدیک به 20 ساله همراه پسرم شروین 27 ساله و دخترم شیوا 22 ساله در کشور آلمان و شهر هامبورگ زندگی میکنم در سن 22 سالگی با شوهرم در ایران ازدواج کردم و یکسال بعد شروین پسرم بدنیا اومد از روز اول ازدواجم رابطه خوبی با شوهرم نداشتم چون خونواده من بخاطر اینکه من همیشه دختر …
حاملگی دخترم و سکس با داماد پررو
https://shahvani.com/dastan/حاملگی-دخترم-و-سکس-با-داماد-پررو
Translate this page
Jun 9, 2017 – حاملگی دخترم و سکس با داماد پررو … زود رفتم بالا دیدم سجاد با اعصاب خوردی داره به زهرا حرف میزنه و زهرا هم دستمال گرفته جلو دهنش و هی میگه برو پایین. ….. یه پیشنهاد واسه بعضی نویسنده ها که هدفشون از داستان نوشتن فحش خوردنه دیگه چرا اینقدر خودتون رو بزحمت میندازین و چرت وپرت تایپیک میکنین یه جمله …
آسانسور و داماد حشری
https://shahvani.com/dastan/آسانسور-و-داماد-حشری
Translate this page
Feb 27, 2017 – سلام.سایت جالبیه.داستانهاش خیلی جالب هستن ولی بعضیا تابلو دروغ هستن.من داستانهای مربوط به سکس با مادرزن رو میخوندم و میگفتم مگه میشه و داماد خودم رو تصور میکردم و اصلا برام قابل قبول نبود ولی چندماهه که با به اتفاق یهو دامادم رو لخت دیدم با دخترم و ازون وقت یه جورایی بیشتر این داستانها رو میخوندم تا دیروز …
كارهای من و مادرم – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_6417_1.html
Translate this page
زود باش بکن که حشریت دارم میمیرم و من یه نگاه به مامانم کردم که مامان با یه خنده گفت میخوامت پسرم طوری جرش بده که دیگه هوای کیر نکنه خالم گفت نمیخوای کس خاله رو …. از سکس با اون زن رابطه من با مامانم بهتر شد بریم سر اصل داستان صبح که شد مامانم رو فرستادم خونه رحیمه و زنگ زدم به دایم که همه چی ردیفه ولی قرارمون که سرجاش هست؟
گاییدن مادرجون | شهوانی
hotgram4.filmiro.com/2017/09/20/…/4906780649966272562.html
Translate this page
Sep 20, 2017 – اسم من امید خاطره ای که می نویسم داستان گاییدن مادر زنمه که بهش می گیم مادر جون شصت سال بیشتر سن داره ولی بدنی داره که کیر من که دامادشم سیخ می کنه چه برسه … همیشه پیش من راحت بود یه تیشرت کوتاه زیر باسن با یه شلوار چیت می پوشید موقع بلند شدن کونشو می داد عقب تیشرتش می رفت بالا وقتی راست می شد …
سکس با دوست زنم این خاطره که میخوام… – سکس بعد از ۲۷ سالگی …
https://www.facebook.com/permalink.php?id=257559304279181&story_fbid…
سکس با دوست زنم. این خاطره که میخوام براتون بگم بر میگرده به3 سال پیش وقتی که من از مهسا (دوست صمیمی خانومم) اصلا خوشم نمیومدنمیدونم چرا اما شاید به خاطر اینکه خیلی به زنم وابسته بود و سعی میکرد زنم بیشتر وقتش با اون باشد تا با من برای همین رفتم تو فکر اینکه هر طور شده رابطشون را بهم بزنم با همفکری یکی از دوستام …
داستان و خاطرات عاشقانه / سکسی – Facebook
https://es-la.facebook.com/permalink.php?story_fbid=705711629515084&id…
این باید خودش با کلید درو باز کرده باشه . یه یک ربعی گذشت . دیگه مطمئن شده بودم که اون دوست دختر دامادمه . باید خودمو به صحنه جنایت می رسوندم . بیچاره سودابه . چقدر شوهرشو دوست داشت . اگه من می خواستم به دامادم کوس بدم خب من مادر دخترم بودم و به گردنش حق داشتم ولی یه غریبه چرا . . اون چرا به خودش همچین اجازه ای داده که بیاد و کنار دامادم …
داستان سکس من و پسرم – Jimaa Zawja , جماع الزواج
www.10-jimaa-zawja.com/42869-داستان_سکس_من_و_پسرم.html
Translate this page
گالری عکسهای سکسی، داستان، دختران و پسران نوجوان 18 ساله، آپلود رایگان.
سکس توپ با دوست پسرم – آی سکس 98 – iSex98
www.isex98.com/sexy-stories/سکس-توپ-با-دوست-پسرم/
Translate this page
سلام.من و دوست پسرم هردو خیلی هاتیم.سکس واقعا برای ما لذت بخشه.این خاطره ی یکی از بهترین سکس هامونه خونه ی محسن اینا کسی نبودو همه رفته بودن سفر.ما از قبل هماهنگ بودیم برای اون روز.من به مامانم گفته بودم که با دوستم بیرونم و دیر برمیگردم خونه. زمستون بودو زود هوا تاریک میشد.ساعت 5 ، 5.5 رفتیم خونه ی محسن اینا.
ماجراهای من و فیروزه | Dokhtarone’s Blog
https://dokhtarone.wordpress.com/2011/05/…/ماجراهای-من-و-فیروزه/
Translate this page
May 25, 2011 – گمان كردم قصد خداحافظی با من را دارد و من برای همیشه از آن قنبل های نرم و ان اندام محروم می شوم… ولی گفت ازفردا شب راه جلو باز می شود و دوست دارد كه با من از جلو سكس داشته باشد . با شنیدن این حرف كیرم راست شد و گفتم كی ؟ گفت شب جمعه هفته اینده… گفتم پس داماد كوس كش كجاست؟ گفت قرار است برود كیش و دوشبه …

 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS